تکنولوژی

چرا ویندوز فون شکست خورد؟

6 دقیقه زمان تقریبی خواندن

ویندوز فون (Windows Phone) یک محصول با پتاسیل بالا بود که مزایا و ویژگی‌های زیادی برای موفق شدن در بازار داشت، اما به طرز عجیبی شکست خورد. با وجود اینکه مایکروسافت شبکه ارتباطی قوی داشت و میلیاردها دلار صرف این محصول کرده بود، اما ویندوز فون هرگز به شهرت و موفقیت نرسید و در تاریخ از آن به‌عنوان یکی از پرهزینه‌ترین اشتباه‌های مایکروسافت یاد می‌شود.

در این مقاله می‌خواهیم یک نگاهی داشته باشیم به اینکه چرا ویندوز فون شکست خورد و مایکروسافت چه اقداماتی را می‌توانست برای جلوگیری از این اتفاق انجام دهد.

گوگل و اپل؛ پرچم‌داران بازار تلفن‌های همراه در جهان

وقتی استیو جابز از آیفون در سال ۲۰۰۷ رونمایی کرد، یک تحول عظیم در دنیای موبایل‌های هوشمند رخ داد. او در مراسم رونمایی از آیفون، به تماشاگران نشان داد که چگونه به راحتی و فقط با لمس انگشت روی صفحه نمایش می‌تواند لیست تماس‌های خود را اسکرول کند. این اتفاق باعث هیجان و شگفتی تماشاگران شد.

تا قبل از این محصول، موبایل‌ها یک ایراد بزرگ داشتند. آن‌ها صفحه نمایش کوچکی داشتند که کار کردن با آن خیلی سخت بود. به همین خاطر بود که نیمی از تلفن‌های همراه یک کیبورد با دکمه‌های کوچکی داشتند. اما مشکل اصلی این کیبوردها پایین بودن دقتشان بود و کاربران نمی‌توانستند به طور صحیح و بدون اشتباه از آن استفاده کنند. در چنین شرایطی، محصول جدید استیو جابز (آیفون) بازی را در بازار تلفن‌های همراه تغییر داد و نه تنها برای طرفداران اپل بلکه برای تمام مردم دنیا یک تغییر و تحول بزرگ بود.

مهندسان گوگل قبل از رونمایی محصول جدید اپل به مدت دو سال مشغول ساختن تلفن هوشمندشان بودند. اما با این اتفاق مجبور شدند کل پروژه‌شان را کنار بگذارند و شروع به طراحی صفحه نمایش لمسی کنند. محصول نهایی گوگل، سیستم‌عامل اندروید، تقریباً یک سال بعد به بازار معرفی شد؛ درست در زمانی که آیفون پرچم‌دار موبایل‌های هوشمند شده بود.

اپل مدل آیفون را به صورت انحصاری تولید کرد تا کنترل بیشتری بر روی تجربه کاربری و کیفیت محصول داشته باشد. همین مسئله این فرصت را به اپل داد تا از کاربرانش مبلغی برای استفاده از امکانات موبایلش دریافت کند. در مقابل، گوگل (اندروید) مجبور بود برای اینکه به موفقیت برسد، استراتژی متفاوتی را در پیش بگیرد. به همین خاطر گوگل سعی کرد به جای انحصارگرایی، با همه رابطه دوستانه برقرار کند. پس شروع به مشارکت با بسیاری از سازندگان و  تولیدکنندگان تلفن همراه کرد. آن‌ها به این موضوع پی بردند که محصولاتی ارزان، ولی پر کاربردی دارند. 

اولین تلفن هوشمند اپل بدون صفحه کلید

مایکروسافت می‌خواهد با گوگل و اپل رقابت کند

بعد از مدت کوتاهی، بازار تلفن‌های هوشمند با حضور اندورید و آیفون به تعادل رسید، در حالی که هر یک از آن‌ها بخش‌های مجزایی از بازار را هدف قرار داده بودند. اما خیلی زود این تعادل با حضور یک غول فناوری دیگر به نام مایکروسافت از بین رفت. در بین این سه شرکت بزرگ (اندروید، آیفون و مایکروسافت)، این مایکروسافت بود که بیشترین تجربه را در زمینه تلفن‌های همراه داشت.

در سال ۱۹۹۶ بیل گیتس از چیزی که آن را یک کامپیوتر جیبی (Handheld PC) می‌نامید، رونمایی کرد. در حقیقت این محصول بیشتر شبیه یک لپ‌تاپ کوچک بود که با سیستم‌عاملی به نام ویندوز سی‌ای (Windows CE) کار می‌کرد. طی مدت ۱۰ سال، مایکروسافت ویژگی‌های جدیدی به این محصول اضافه کرد و خط تولید آن را گسترش داد، به طوری که ۶ مدل از این محصول را طی سال‌های مختلف به بازار معرفی کرد.

بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸، بخش تلفن‌های همراه مایکروسافت ادعا کرد که بعد از نوکیا بیشترین سهم بازار (۱۵٪) را در صنعت تلفن‌های همراه دارد. همین موفقیت باعث شد که مایکروسافت تهدید پیش‌روی خودش را که همان آیفون بود، نبیند.

وقتی در آن زمان از استیو بالمر (Steve Ballmer)، مدیر‌عامل مایکروسافت، درباره آیفون پرسیده شد، این واکنش را نشان داد: «۵۰۰ دلار! این گران‌ترین موبایل در دنیاست و مورد توجه کاربران قرار نمی‌گیرد؛ چون صفحه کلید ندارد و این مسئله باعث می‌شود وسیله خوبی برای ایمیل زدن نباشد.»

آنچه بیشتر جالب توجه است، جواب بسیار رُک و صریحی بود که استیو به سؤال بعدی مصاحبه‌کننده داد. از او پرسیدند که چگونه می‌خواهید با اپل رقابت کنید؟ با توجه به اینکه در چند هفته گذشته، اپل نه تنها به خاطر آیفون، بلکه به خاطر مدل جدید آی‌پاد در مرکز توجه قرار گرفته است. او در پاسخ به این سؤال گفت: «بیایید اول یه نگاهی به بازار تلفن‌های همراه داشته باشیم. در حال حاضر، ما میلیون‌ها تلفن همراه در سال می‌فروشیم، در حالی که اپل هیچی نمی‌فروشد.»

در این گفت‌وگو به راحتی می‌توان تفاوت دو دیدگاه را دید. خبرنگار، نوآوری‌های آیفون را تهدیدی برای گوشی‌های هوشمند نسل قدیم می‌دانست. اما مدیر‌عامل مایکروسافت، تمرکز خود را روی میزان فروش محصولات گذاشته بود و نمی‌توانست این موضوع را نادیده بگیرد. شاید فکر کنید فقط مایکروسافت همچین تفکراتی راجع به آیفون داشته است. اما نه! مدیر‌عاملان شرکت‌های بلک‌بری (Blackberry) و پالم (Palm) نیز به محصول جدید اپل شک داشتند.

یک سال از کاهش سهم بازار مایکروسافت در تلفن‌های همراه گذشت تا بالاخره متوجه شدند که باید کاری انجام دهند. مدیران مایکروسافت معتقد بودند که ماهی را هر زمان از آب بگیری تازه هست، یعنی هیچ موقع برای شروع کردن دیر نیست. بنابراین زمانی که متوجه اشتباهشان شدند، خیلی سریع‌ پیشرفت کردند.

مایکروسافت در اواخر سال ۲۰۰۸ شروع به تولید گوشی‌های لمسی کرد و فقط دو سال طول کشید تا بتواند آن‌ها را به بازار عرضه کند. چیزی که استیو بالمر رونمایی کرد، در واقع یک محصول منحصر‌به‌فرد و یک پیشرفت بزرگ در زمینه طراحی گوشی‌های هوشمند بود.

در آن زمان که اندروید و آیفون به طراحی‌های قدیمی خودشان چسبیده بودند، ویندوز فون به شما قابلیت‌های جدیدی ارائه می‌داد. به همین خاطر چیز های زیادی در این گوشی وجود داشت که مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. از لحاظ طراحی، تجربه کاربری ویندوز فون درست مثل اپل بود. از آنجایی که مایکروسافت الزامات سخت‌گیرانه‌ای برای سازندگان سخت‌افزار تلفن همراه در نظر گرفته بود، همه مدل‌های ویندوز فون که در ابتدا به بازار معرفی شدند، گوشی‌های قدرتمند در زمان خودشان بودند.

اولین نسخه ویندوز فون

آغاز شکست ویندوز فون

مایکروسافت خیلی زود با یک مشکل بزرگ مواجه شد. این شرکت سعی داشت کار خیلی دشواری را انجام دهد. مایکروسافت همانند اپل می‌خواست کنترل سخت‌گیرانه‌ای روی تجربه کاربری و سخت‌افزار داشته باشد، اما برخلاف اپل، این شرکت برای ساخت تلفن‌های همراه با سازندگان و تولیدکنندگان مشارکت می‌کرد و سازنده گوشی‌های همراهش نبود. این رویکرد باعث شده بود که ویندوز فون بیشتر شبیه به یک محصول ناخالص باشد. سیستم‌عامل برای خودش بود، اما سخت‌افزار برای شرکتی دیگر.

اما شدت کنترلی که مایکروسافت به دنبال آن بود، شرایط همکاری با سازندگان تلفن‌های همراه را در نسبت با اندروید سخت‌تر کرده بود. همان طور که انتظار می‌رفت، بیشتر سازندگان تصمیم گرفتند با گوگل همکاری کنند. این مسئله باعث شد مایکروسافت در موقعیت بدی قرار بگیرد. چون یک محصول عالی داشت؛ اما کسی نبود آن را بسازد.

تنها شانسی که مایکروسافت آورد، داشتن یک ارتباط خوب با استیون ایلوپ (Stephen Elop) بود. در سال ۲۰۱۰، استیون به‌عنوان مدیرعامل جدید نوکیا معرفی شد که قبلاً یکی از مدیران اجرایی مایکروسافت بود و در آنجا کار می‌کرد. اولین برنامه کاری او در شرکت نوکیا این بود که با کنار گذاشتن سیستم‌عامل سیمبیان (Symbian) و استفاده از سیستم‌عامل ویندوز فون در گوشی‌های نوکیا بتواند سهم بازار رو به کاهش نوکیا را به حالت قبلی خود بازگرداند. 

نوکیا اولین گوشی خود با سیستم‌عامل ویندوز فون را در سال ۲۰۱۱ وارد بازار کرد. به‌جرئت می‌توان گفت که این اتفاق بدون کمک‌های بزرگ چند میلیارد دلاری مایکروسافت امکان‌پذیر نبود. ظاهراً نوکیا هزینه‌های لایسنس (Licensing) مایکروسافت را پرداخت می‌کرد. اما در واقع هر سه ماه ۲۵۰ میلیون دلار از مایکروسافت می‌گرفت که خیلی بیشتر هزینه‌های لایسنس مایکروسافت بود. این اتفاق باعث شد که سایر سازندگان موبایل از مایکروسافت فاصله بگیرند.

اما مایکروسافت همه کارهای لازم را برای همکاری با نوکیا انجام داده بود و هیچ راه برگشتی نبود. متأسفانه برای مایکروسافت خیلی دیر شده بود. ۴ سال پس از معرفی آیفون، مایکروسافت مشکلات محصولات خود را برطرف کرد، در حالی که سهامش در بازار به ۲٪ سقوط کرده بود. با توجه به اینکه سیستم‌عامل‌های اندروید و آی‌اواس در این رقابت برنده شده بودند، هیچ‌کس حاضر نبود برای گوشی‌های ویندوز فون برنامه‌ها و اپلیکیشن‌های جدید و پیشرفته بسازد. حتی اینستاگرام و یوتیوب را نیز پشتیبانی نمی‌کرد.

در سال ۲۰۱۳ قیمت سهام نوکیا ۷۵٪ کاهش یافت. در چنین شرایطی، سهام‌دارانِ عصبانی می‌خواستند استیون ایلوپ را اخراج کنند و از شر مایکروسافت خلاص شوند. در آخر این اتفاق رقم نخورد. به جای آن، مایکروسافت بخش تلفن همراه نوکیا را در سال ۲۰۱۴ به ارزش ۷/۲ میلیارد دلار خرید. مسئله جالب اینجاست که مایکروسافت درست یک سال بعد، ارزش سرمایه‌گذاری خود را ۷/۶ میلیارد دلار اعلام کرد و برای بهتر پیش بردن کار‌ها، تقریباً ۸۰۰۰ کارمند را اخراج کرد.

مایکروسافت تا سال ۲۰۱۷ از گوشی‌های ویندوز فون پشتیبانی کرد، اما واضح بود دیگر امیدی به این موبایل‌ها نبود. اما ویندوز فون می‌توانست مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد، اگر او به طرز تفکر سخت‌گیرانه خودش اصرار نمی‌کرد. این شرکت می‌توانست برای داشتن کنترل روی محصولاتش با سازندگان و تولیدکنندگان به توافق برسد. در این صورت به راحتی می‌توانست سازندگان بزرگ را به جای اندروید به استفاده از ویندوز فون ترغیب کند. در نتیجه دیگر هیچ جایی برای گوگل و سیستم‌عاملش باقی نمی‌ماند و سالیان سال ‌می‌توانست غول بزرگ نرم‌افزار باشد. داستان شکست ویندوز فون به ما نشان می‌دهد که چقدر توافق و سازش، به عبارتی کوتاه آمدن از خواسته‌های‌مان، می‌تواند در موفقیت کسب‌وکارمان اهمیت داشته باشد.


منبع:

https://www.youtube.com/watch?v=m60m25m3sD8

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×
رهبری

سقوط پادشاهی نوکیا