تا به حال با کسی مواجه شدهاید که آنقدر حرص شما را دربیاورد که دلتان بخواهد موهایتان را بکشید و فریادزنان دور اتاق بپرید؟ شما تنها نیستید!
افراد پردردسر همانهایی هستند که کارشان را بهموقع انجام نمیدهند؛ در جلسات حاضر نمیشوند؛ سرسختانه به نظرات خودشان پایبند هستند و حاضر به همکاری نیستند؛ انجام وظایفشان را به تعویق میاندازند و… . گاهی در پروژههای همکاری وضعیتی پیش میآید که به اجماع رسیدن بسیار دشوار میشود؛ زیرا همه افراد محکم پای نظراتشان ایستادهاند.
ممکن است چنین وضعیتهایی بسیار آزاردهنده باشند و شما از خودتان بپرسید: «چرا این افراد انقدر بدقلق هستند؟» یا به خودتان بگویید: «این آدمها خیلی بیمسئولیتاند!» یا «این هم شانس من است که مجبورم با این افراد کار کنم» یا «من هیچ وقت نمیخواهم دوباره با چنین افرادی کار کنم.»
بعد از مدتی متوجه میشوید که این افراد همه جا هستند. مهم نیست که به کجا میروید؛ اما هیچ وقت نمیتوانید از دست این افراد پنهان شوید. ممکن است بتوانید از اولین یا دومین آدم پردردسری که میبینید، دوری کنید؛ اما نفر سوم، پنجم یا دهم چه؟ پنهان شدن راهحل همیشگی نیست! همچنین در فضای کار، پنهان شدن از کسی کار بسیار دشواری است؛ مگر آنکه از شغل خود استعفا دهید. اما این امکان نیز وجود ندارد که هر بار در مواجهه با افراد بدقلق و پردردسر بتوانید شغلتان را رها کنید!
پس بهجای آنکه هر دفعه تصمیمی جدی و شدید بگیرید، خودتان را به توانایی کنار آمدن با این افراد مجهز کنید. در این مقاله، ۹ راهکار برای کنار آمدن با این افراد را بیان کردهایم.
آرام باشید
عصبانی شدن و خالی کردن عصبانیت روی فرد مقابل معمولاً بهترین راه برای ترغیب آنها به همکاری با شما نیست. مگر آنکه بدانید عصبانیتتان فرد مقابل را تحریک میکند تا دست به کار شود. در نتیجه شما نیز آگاهانه از این عصبانیت بهعنوان یک استراتژی برای به حرکت درآوردن او استفاده میکنید. در غیر این صورت انتخاب بهتر، آرامش داشتن است.
کسی که آرامش دارد، بهعنوان فردی دیده میشود که کنترل خود را در دست دارد و متمرکز و بسیار قابل احترام است. ترجیح میدهید با کسی کار کنید که اغلب اوقات آرام است یا کسی که همیشه لب مرز عصبانیت قرار دارد؟ زمانی که فرد مقابل ببیند شما با وجود رفتار آنها آرام هستید، کمکم توجهشان به شما جلب میشود.
نیت طرف مقابل را درک کنید
این را بدانید که هیچ کس بدون دلیل فرد بدقلقی نیست. حتی اگر این طور بهنظر برسد که فرد مقابل میخواهد شما را عصبانی کند، همیشه دلیلی در لایههای زیرین وجود دارد که او را تشویق به چنین رفتاری میکند. کم پیش میآید که این انگیزه واضح و مشخص باشد. سعی کنید عامل تحریککننده فرد را شناسایی کنید.
چه چیزی او را وادار میکند چنین رفتاری از خود نشان دهد؟ چه چیزی او را از همکاری با شما بازمیدارد؟ شما چطور میتوانید به نیازهای او پاسخ دهید و شرایط را مدیریت کنید؟
از دیگران دید بگیرید
به احتمال خیلی زیاد همکاران، مدیران و دوستانتان بهگونهای تجربهای مشابه وضعیت شما داشتهاند. آنها میتوانند اوضاع را از زاویه دیگری ببینند و برداشت متفاوتی از وضعیت داشته باشند. بهدنبال آنها بروید، داستان خود را برایشان تعریف کنید و به حرفهایشان گوش دهید. ممکن است در میانه مکالمه به توصیهای طلایی دست پیدا کنید.
هدفتان را به فرد مقابل بگویید
اینکه به طرف مقابل بگویید هدف شما از حرفی که میزنید یا کاری که انجام میدهید چیست، به احتمال زیاد جواب میدهد. گاهی اوقات آنها مقاومت میکنند چون تصور دارند شما فقط میخواهید به آنها سخت بگیرید. نشان دادن انگیزه و اهدافی که پشت رفتار شما وجود دارد و پیشینه کامل آنچه در حال اتفاق افتادن است، آنها را قادر میکند تا از خود همدلی نشان دهند. این موضوع به آنها کمک میکند تا راحتتر با شما موافقت و همکاری کنند.
با همکارانتان رابطهای صمیمی و دوستانه برقرار کنید
با وجود کامپیوترها، ایمیلها و سامانههای پیامرسانی، کار کردن گاهی تبدیل به پروسهای ماشینی میشود. تماس انسانی با همکارانتان را افزایش دهید و با آنها ارتباط شخصی برقرار کنید. با آنها ناهار یا شام بیرون بروید. سعی کنید این افراد را بهعنوان یک انسان بشناسید و نه همکار. درباره تفریحات، خانواده و زندگیشان اطلاعات بهدست بیاورید. ارتباطات قوی و صمیمی ایجاد کنید. این ارتباطات در کار شما به نتایج بزرگی میانجامد.

با فرد مقابل با احترام رفتار کنید
هیچ کس دوست ندارد با او طوری رفتار شود که انگار احمق، ناتوان یا بیکفایت است. اگر قرار باشد به فرد مقابل بیاحترامی کنید، تعجبی ندارد که او هم با شما همان طور رفتار خواهد کرد. یک قانون طلایی وجود دارد که میگوید: «با دیگران همان طوری رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند.»
بر روی کاری که میتوانید انجام دهید تمرکز کنید
گاهی اوقات ممکن است همکاران بدقلق، شما را در موقعیت سختی قرار دهند. برای مثال کاری را که به آنها محول کردهاید، انجام ندهند یا اینکه به شما تهمت کاری را بزنند که انجام ندادهاید! در هر صورت، بدانید این اتفاق از قبل افتاده است. بهجای آنکه تمام انرژی و تمرکز خود را روی آنچه که نمیتوانید تغییر دهید صرف کنید، بر روی کارها و اقدامهایی متمرکز شوید که با انجام آنها میتوانید وضعیت خود را بهبود ببخشید.
بیتوجهی کنید
اگر همه چیز را امتحان کردید و فرد مقابل همچنان مقاومت میکند و پذیرا نیست، بهترین راهحل اعتنا نکردن به او است. به هر حال شما هر کاری را که از دستتان برآمده است، انجام دادهاید. پس به کارهای روزانهتان برسید و تنها زمانی که مجبور هستید، با آن فرد روبرو شوید. البته این کار در مواقعی که فرد، نقش مهمی در محل کار شما ایفا میکند، چندان قابل انجام نیست که این موضوع، ما را به آخرین توصیه میرساند.
برای حلوفصل این مشکل به مقامهای بالاتر رجوع کنید
زمانی که تمام راهکارهای قبلی نتیجهای نداد، به مدیرتان رجوع کنید. این تیر آخر شما محسوب میشود و تا زمانی که تمام راهها را نرفته باشید نباید به سراغ این راهکار بیایید. گاهی اوقات تنها راهی که باعث میشود افراد به خودشان بیایند، استفاده از رویکرد بالا به پایین است که مخصوصاً در سازمانهای دیوانسالار به کار میآید. مراقب باشید که این راهکار را همیشه امتحان نکنید؛ زیرا شما نمیخواهید مدیرتان فکر کند از پس مدیریت مشکلات خودتان برنمیآیید. این راهکار مؤثرترین روش برای به حرکت درآوردن افرادی است که حاضر به همکاری نیستند.
این ۹ راهکار را در برخورد با افراد پردردسر در محل کارتان امتحان کنید و ببینید آیا برای شما نتیجه میدهند یا نه!
منبع:
Nine Useful Strategies to Dealing with Difficult People at Work, Written by Dumb Little Man, 2011


