۴ قدرت فکری حیرت‌انگیز برای موفقیت در رهبری

۴ قدرت فکری حیرت‌انگیز برای موفقیت در رهبری

طبق گفته‌های متخصصین علوم اعصاب، رهبرانی که درک درستی از عملکرد مغز دارند، می‌توانند باعث چابک‌تر، خلاق‌تر و انعطاف‌پذیرتر شدن خود و اعضای تیمشان شوند. کوین چین (Kevin Chin)، بنیان‌گذار شرکت سرمایه‌گذاری آروانا (Arowana)، در تأیید این جمله می‌گوید:

«ضروری است که رهبر یک تیم از لحاظ ذهنی، چابک و انعطاف‌پذیر باشد.»

کوین چین سال گذشته همکاری خود را با تارا سوارت (Tara Swart)، متخصص علوم اعصاب و مربی مدیریتی و مدرس دانشکده مدیریت (MIT)، آغاز کرد و اکنون در این مقاله، تجربه‌های خود را در این زمینه به‌اشتراک می‌گذارد.

طی چند دهه اخیر، میزان علاقه به استفاده از علوم اعصاب در کسب‌وکار افزایش یافته است. از نظر تارا سوارت، علت آنکه رهبران کسب‌وکار تاکنون به نقش علوم اعصاب توجهی نداشته‌اند، این است که آن‌ها موضوع‌های ملموس مانند بهتر شدن اندام را به موضوع‌های نامحسوس مانند اصلاح رفتار ترجیح می‌دهند. به این دلیل که درک این موضوع‌ها برای آن‌ها راحت‌تر است و به‌خوبی می‌دانند که چه کارهایی را باید برای آن انجام دهند.

به‌عنوان مثال، اگر از آن‌ها بخواهیم که هوش هیجانی خود را تقویت کنند، برخی از آن‌ها می‌گویند که دقیقاً نمی‌دانند چه کاری را باید انجام دهند. اما اگر به آن‌ها بگوییم، مسیری وجود دارد که با ساختن آن در ذهن می‌توانید این کار را انجام دهید، در این صورت بسیاری از آنها مایل هستند که این کار را انجام دهند.

یک طرز فکر درست نیازمند یک مغز سالم است. به همین دلیل، تارا سوارت توصیه‌هایی درباره خواب، غذا و ورزش می‌کند. خواب نامناسب می‌تواند بسیار خطرناک باشد و باعث ایجاد آسیب‌هایی در بدن شود. بعد از یک شب کم‌خوابی، ضریب هوشی شما می‌تواند ۵٪ یا حتی بیشتر از آن کاهش یابد.

استراحت، غذا و اکسیژن، مقوله‌هایی هستند که مغز برای کارکرد بهتر در موقعیت‌های مختلف مانند استرس به آن‌ها نیاز دارد. اگر همه شرایط یکسان درنظر گرفته شود، انعطاف‌پذیری ذهنی عامل متمایزکننده رهبران از یکدیگر است.

برای بهبود انعطاف‌پذیری و عملکرد ذهنی، به رهبران توصیه می‌شود که به موارد زیر توجه کنند و آن‌ها را به کار بگیرند.

۱. انعطاف‌پذیری ذهنی

هر آنچه در زندگی خود تجربه کرده‌اید، باعث شده است که مغز شما از یک سری رفتارها و عادت‌ها پیروی کند. اما ممکن است بعضی از این رفتارها و عادت‌ها، درست نباشند.

با تأکید بر رفتارهای جدید و مطلوب و به‌کارگیری مستمر آن‌ها، رهبران می‌توانند منابع فیزیکی، شیمیایی و هورمونی مغز خود را جهت ایجاد الگوهای رفتاری جدید تغییر دهند. در این صورت، طرز فکر قدیمی به مرور زمان به دلیل عدم استفاده از بین می‌رود.

یادگیری موضوع‌های سنگین مانند یک ساز موسیقی یا یک زبان می‌تواند روش خوبی برای افزایش انعطاف‌پذیری باشد.

امتحان کردن کارهایی که مغزتان تاکنون هیچ تجربه‌ای از آن‌ها نداشته است، علاوه بر یادگیری چیزهای جدید باعث انعطاف‌پذیری بیشتر مغز می‌شود. در این صورت، شما می‌توانید احساسات خود را بهتر کنترل کرده و با حل مشکلات پیچیده، خلاقانه‌تر نیز فکر کنید.

۲. چابکی مغز

اگر می‌خواهید چابک باشید باید به‌صورت چابک فکر کنید. چابکی مغز، این امکان را به شما می‌دهد تا بتوانید در لحظه با چندین دیدگاه و طرز فکر مختلف به موضوع نگاه کنید؛ یعنی از زاویه منطقی تا شهودی موضوع خلاقیت را بررسی کنید.

همچنین چابکی برای کارآفرینان بسیار مهم است؛ زیرا فکر کردن به روش‌های مختلف یا بررسی ایده‌های متنوع می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا روندها را شناسایی کنند، سپس تغییر مسیر دهند و از رقبای خودشان پیشی بگیرند.

افرادی که چندین کار را به‌طور هم‌زمان انجام می‌دهند، سعی می‌کنند از روش‌های مختلف برای فکر کردن استفاده کنند. این موضوع باعث کاهش عملکرد آن‌ها در انجام کارها می‌شود.

به همین دلیل توصیه می‌شود که به‌ترتیب و بر اساس اولویت به بررسی مشکلات بپردازید و از زوایای مختلف به آن‌ها نگاه کنید. همچنین رهبران می‌توانند در تیم‌های خود از طرز تفکرهای مختلف استفاده کنند.

خواندن مقاله «دیدگاه «هم این و هم آن» به جای «یا این یا آن» در کارآفرینی» برای مطالعه بیشتر در حوزه موفقیت پیشنهاد می‌شود.

۳. تسلط بر ذهن

افرادی که دارای یک طرز فکر ثابت و بدون انعطاف هستند، بیشتر به ویژگی‌هایی مانند هوش و استعداد بسنده می‌کنند. اما افرادی که یک ذهنیت درست دارند، پیوسته در حال پیشرفت هستند و هوش و استعداد خود را از طریق سخت‌کوشی و تلاش افزایش می‌دهند.

یک طرز فکر ثابت منجر به یک جایگاه ثابت می‌شود؛ اما یک طرز فکر پیشرفته و انعطاف‌پذیر، رشد و نوآوری را به همراه دارد.

رهبرانی که ذهنیت انعطاف‌پذیری ندارند، باید از علوم اعصاب استفاده کنند تا خود را به سمت رشد و توسعه سوق دهند. این موضوع برای کارآفرینان می‌تواند آسان‌تر باشد؛ زیرا نگرش آن‌ها نسبت به موفقیت و میل و اشتیاقشان به خطر کردن با افراد دیگر تفاوت دارد. پس طبیعی است که این امر برای کارآفرینان، آسان‌تر خواهد بود.

۴. سادگی

دنیای پرتکاپوی امروزی، مغزهای محدود ما را به خواسته‌های غیرممکن حرکت می‌دهد. در نتیجه استرس افزایش پیدا می‌کند و تصمیم‌گیری‌ها سخت‌تر می‌شود.

رهبرانی که ذهن آگاهی دارند، تمرکز خود را بر روی اندام خود، شیوه تنفس و فکر کردن در لحظه قرار می‌دهند. از این روش برای کاهش میزان استرس و آرام کردن ذهن استفاده می‌شود.

رهبرانی که می‌دانند چگونه عملکرد مغز خود را بهبود دهند، می‌توانند از همان روش‌ها برای تیمشان نیز استفاده کنند. برای مثال، رهبران با طراحی و اجرای برنامه‌های کار گروهی به کارمندان کمک می‌کنند تا مسیرهای عصبی جدیدی در ذهنشان ایجاد کنند و به انعطاف‌پذیری بیشتری در مغزشان برسند. در این صورت می‌توانند بر دانش و مهارت‌های ناآشنا تسلط پیدا کنند.

رهبران می‌توانند برای از بین بردن ترس و استرس در فضای کاری و همچنین ایجاد اعتماد بیشتر از درک و بینش خود استفاده کنند. استرس داشتن باعث می‌شود ماده‌ای به نام کورتیزول در مغز ترشح شود که بر تفکر و توانایی کنترل احساسات، تأثیر منفی می‌گذارد. 

در عوض، اگر در محیطی باشید که هورمون اکسی‌توسین زیادی در آن جا وجود داشته باشد، تأثیر بسیار مثبتی بر روی مغز شما خواهد داشت. همچنین باعث ایجاد نوآوری و ریسک‌پذیری بیشتری می‌شود.