سوگیری بازماندگی (Survivorship Bias) چیست و چگونه باعث گمراهی ذهن ما از موفقیت کارآفرینان می‌شود؟

سوگیری بازماندگی (Survivorship Bias)

همان طور که می‌دانید بهترین راه یادگیری، مطالعه درباره افرادی است که پیش از ما در زندگی و کارشان موفق بوده‌اند.

زمانی که قصد دارید کارآفرین شوید، به‌طور طبیعی اولین کاری که انجام می‌دهید، جستجوی کارآفرینان و الگوبرداری از آن‌هایی است که قبل از شما به موفقیت رسیده‌اند. حتی ممکن است تا حدی از آن‌ها برای خودتان بُت بسازید؛ یعنی آن‌ها را بیشتر از آنچه هستند، در ذهن خود بزرگ جلوه دهید.

اگرچه این کارآفرینان موفق و محبوب درس‌های ارزشمندی را به ما یاد می‌دهند؛ اما ذهن ما توسط پدیده‌ای که در اصطلاح به آن «سوگیری بازماندگی» (Survivorship Bias) گفته می‌شود، می‌تواند به انحراف کشیده شده و گمراه شود. در حقیقت، این سوگیری ممکن است میلیون‌ها کارآفرین جوان را کاملاً به مسیر اشتباهی سوق دهد.

سوگیری بازماندگی چیست؟

زمانی که بر روی بازماندگان یا نجات‌یافتگان (Survivors) یک گروه از افراد تمرکز بسیار زیادی داشته باشید، ویژگی‌های مهم سایر افراد آن گروه را نادیده می‌گیرید. مفهوم این موضوع معمولاً با ارائه یک مثال از هواپیما‌های جنگ جهانی دوم توضیح داده می‌شود.

ارتش آمریکا به ماده‌ای مقاوم در برابر گلوله دسترسی داشت که می‌توانست قسمت‌هایی از هواپیما را با آن بپوشاند. اما همه بخش‌های هواپیما را شامل نمی‌شد.

روش اصلی آن‌ها در تعیین مکان قرارگیری ماده ضد گلوله بر اساس شناسایی موقعیت مکانی تیر به هواپیماهایی بود که توانسته بودند سالم به آشیانه خود بازگردند. از آنجایی که این مکان‌ها بیشترین اصابت گلوله را به هواپیماها نشان می‌داد؛ بنابراین دلیل خوبی بود که بهترین مکان برای استفاده ماده ضد گلوله در آن قسمت‌ها باشد. 

اما آن‌ها دچار پدیده سوگیری بازماندگی شده بودند؛ زیرا معیار آن‌ها برای تعیین مکان ماده ضد گلوله هواپیماهای بازمانده و نجات‌یافته از جنگ بود. در حالی که راه‌حل درست و ایده‌آل این بود که ماده ضد گلوله در قسمت‌هایی از هواپیما قرار داده شود که بر اثر اصابت گلوله آسیب ندیده بودند؛ زیرا این مکان‌ها عامل اصلی سقوط هواپیماها بوده‌اند.

از آنجایی که شما نمی‌توانید بر روی هواپیماهایی که سقوط کرده‌اند، مطالعه‌ای داشته باشید؛ بنابراین هیچ جای گلوله‌ای هم ندارید که بتوانید آسیب‌پذیرترین قسمت‌های هواپیما را به کمک آن‌ها شناسایی کنید.

طرز فکر کارآفرینان موفق

به نظر شما سوگیری بازماندگی چه ارتباطی به کارآفرینی دارد؟

پاسخ این است که وقتی درباره کارآفرینان مطالعه می‌کنیم، افکار ما معمولاً به سمت موفق‌ترین کارآفرینان جهان مانند بیل گیتس (Bill Gates)، ریچارد برانسون (Richard Branson)، استیو جابز (Steve Jobs)، مارک زاکربرگ (Mark Zuckerbergایلان ماسک (Elon Musk) و مارک کیوبن (Mark Cuban) سوق پیدا می‌کند.

بدون شک این کارآفرینان، ویژگی‌های مهمی داشته‌اند که توانسته‌اند به موفقیت‌های چشم‌گیری برسند. به‌راستی این ویژگی‌های مهم چیست؟

متفکران سرکش (Rogue Thinkers)

کارآفرینان موفق مانند افرادی که در بالا به آن‌ها اشاره کرده‌ایم، کارهای متفاوت انجام داده‌اند. آن‌ها برای رسیدن به موفقیت یک مسیر عادی و معمولی را در پیش نگرفته‌اند و از یک فرمول خاص پیروی نکرده‌اند. همچنین زمانی که مردم آن‌ها را دیوانه خطاب کردند، دست از تلاش برنداشتند و همچنان به مسیر خود ادامه دادند تا به جایگاه موفق‌ترین افراد جهان دست یافتند.

ریسک‌پذیر

اگر به زندگی تمام کارآفرینان موفقی که نام آن‌ها را برده‌ایم نگاهی بیاندازید، متوجه می‌شوید که همه آن‌ها افراد ریسک‌پذیری بوده‌اند. اگرچه ریسک‌پذیر بودن می‌تواند نتایج خوبی را برای شما به همراه آورد؛ اما فراموش نکنید که ریسک‌پذیری جنبه دیگری نیز دارد و فقط نباید به جنبه مثبت آن توجه شود. آیا شما درباره میلیون‌ها نفری که در بخت‌آزمایی‌ها شکست خورده‌اند، نشیده‌اید؟ فقط تعداد معدودی از آن‌ها در این بازی برنده می‌شوند.

افراط‌گرایان (Extremists)

این افراد حد وسط ندارند و قطبی بودن را ترجیح می‌دهند. یعنی به جای اینکه مردم حس خنثی و بی‌طرف به آن‌ها داشته باشند، ترجیح می‌دهند که آن‌ها را خیلی دوست بدارند یا از آن‌ها متنفر باشند؛ دقیقاً در دو قطب کاملاً متضاد. برانگیختن چنین احساسات شدیدی می‌تواند شما را نسبت به اطرافیانتان موفق‌تر کند؛ زیرا توجه بیشتری را به خود جلب خواهید کرد. البته تا زمانی که تعداد روابط مثبت بیشتری نسبت به روابط منفی داشته باشید.

چه کسانی را از دست می‌دهیم؟

در اکثر مواقع ما نمی‌فهمیم که چرا با مطالعه کارآفرینانی که ویژگی‌های بالا را دارا هستند، باز هم در نهایت با شکست مواجه می‌شویم. احتمالاً افراد زیادی با این مسأله روبه‌رو شده‌اند. توجه داشته باشید که ویژگی‌های گفته شده در بالا ضامن موفقیت شما نیستند. آن‌ها صرفاً جنبه‌های کم‌اهمیتی هستند که می‌توانند به‌راستی ویران‌کننده باشند. 

نادیده گرفتن توصیه‌ها

سرکش بودن به‌مقدار کم، خوب است. روش‌های استاندارد کسب‌وکار به یک سری دلایل استاندارد هستند و نادیده گرفتن توصیه‌های افرادی که قبل از شما آمده‌اند و تجربه دارند می‌تواند باعث نابودی شما شود. شما ممکن است خوش شانس باشید و به‌طور اتفاقی یک روش جدید نوآورانه و تحول‌آفرین برای دیدن جهان را پیدا کنید. اما به احتمال خیلی زیاد، به‌راحتی برخی از معانی، مفاهیم ژرف و حکیمانه در این فرایند را نادیده خواهید گرفت.

بدشانسی

نگاه کردن به افرادی که ریسک‌پذیر بوده‌اند و توانسته‌اند با این ویژگی به موفقیت برسند، سرگرم‌کننده و جالب است. اما این دیدگاه، میلیون‌ها کار‌آفرینی را که ریسک کرده‌اند و شکست خورده‌اند، نادیده می‌گیرد. آیا شما داستان‌های زیادی درباره مالکان کسب‌وکارهایی که در نهایت دچار شکست مالی شده‌اند، نشنیده‌اید؟

متخلفین

زمانی که صحبت از دوقطبی شدن می‌شود، به احتمال زیاد رنجش و دلخوری بسیار جذاب می‌گردد. کارآفرینان جدیدی که بیش از حد جسور می‌شوند، ممکن است سرمایه‌گذاران و مشتریان اولیه را از خود دور کنند و شانسشان را برای جذب آن‌ها از دست بدهند. 

یک رویکرد متعادل

هیچ یک از موارد گفته شده به این معنی نیست که شما باید محبوب‌ترین و موفق‌ترین کارآفرینان جهان را نادیده بگیرید. واضح است که آن‌ها برای رسیدن به این مرحله، کار‌های درستی را انجام داده‌اند. در عوض، نکته اصلی این است که نشان دهیم چگونه سوگیری بازماندگی به‌طور بالقوه باعث نادیده گرفتن پیامدهای منفی و نتایج مخرب این طرز فکر و رفتارها می‌شود.

بنابراین، داشتن رویکرد متعادل به داستان کارآفرینان، کلیدی اصلی موفقیت است. به جای اینکه بخواهید مستقیماً از کارآفرینان موردعلاقه خود الگوبرداری کنید، برخی از نکات کلیدی و مهم آن‌ها را بیرون بکشید و سپس با روش خودتان از آن‌ها در کسب‌وکارتان استفاده کنید. صرفاً با داشتن یک رویکرد متعادل است که می‌توانید مسیر موفقیت خودتان را پیدا کنید.