رشد

خارج از چارچوب فکر کنید: راهکار غلبه بر سوگیری تثبیت کارکردی (Functional Fixedness)

1 دقیقه زمان تقریبی خواندن

بگذارید در ابتدا برای شما داستانی تعریف کنیم. این داستان درباره مشکلی است که برای کارخانه شکلات‌سازی خسروشاهی‌ها، بنیان‌گذاران شرکت مینو، اتفاق افتاد و راهکار خلاقانه کارگر ساده این کارخانه باعث شد که از ضرر یک و نیم میلیون دلاری جلوگیری شود. 

یک کارخانه شکلات‌سازی سوئیسی گاهی به دلیل ایراد دستگاه‌هایش در خط تولید، بسته‌بندی خالی رد می‌کرد، بدون اینکه در داخل بسته شکلات بگذارد و همین بسته‌های خالیِ احتمالی باعث نارضایتی مشتریان می‌شد. مسئولان این کارخانه سوئیسی کلی تحقیق کردند و در نهایت بعد از حدود یک و نیم میلیون دلار هزینه، به این نتیجه رسیدند که سر راه دستگاه نوعی وسیله لیزری بگذارند که بسته‌بندی‌های خالی رو به طور اتوماتیک شناسایی کند و بردارد. 

علی خسروشاهی با شنیدن این خبر به شدت نگران شد، چون دستگاه‌های کارخانه شکلات‌سازی او هم ساخت همین شرکت سوئیسی بود. به همین دلیل، دستور تحقیق داد. بعد از یک هفته، سرپرست دستگاه‌ها گزارش داد که این ایراد دقیقاً در دستگاه‌های آن‌ها هم دیده شده است و حتی این احتمال هم وجود داشت که این محصولات به بازار هم راه پیدا کرده باشد. 

نگرانی علی خسروشاهی زیادتر شد و تصمیم گرفت که با هیئت مدیره درباره این اتفاق صحبت کند و نظر آن‌ها را برای خرید دستگاه یک و نیم میلیون دلاری جلب نماید. به همین خاطر، فردای آن روز با اعضای هیئت مدیره برای بازدید از دستگاه به کارگاه تولید رفتند و دیدند که یک پنکه روی صندلی جلوی میز دستگاه قرار دارد. علی خسروشاهی دلیل آن را از کارگر ساده‌ای که بالای سر دستگاه بود، پرسید. او در جواب گفت: «ماشین گاهی بسته خالی می‌زنه. من هم این پنکه رو که تو انبار بود آوردم، گذاشتم سر راه دستگاه که بسته‌های خالی از شکلات رو با باد پرت کنه بیرون.»

در آن لحظه علی خسروشاهی و اعضای هیئت مدیره شگفت‌زده شدند و در پایان هم به کارگر خلاق که کارخانه را  از شر یک و نیم میلیون دلار، خرج اضافی نجات داده بود، یک تشویق‌نامه به اضافه یک ماه حقوق و یک خانه در کرج هدیه دادند.

اما چه عاملی باعث شده بود که این فکر به ذهن مدیران کارخانه شکلات‌سازی سوئیسی نرسد؟ به خاطر یک خطای ذهنی به نام «تثبیت کارکردی» (Functional Fixedness).

در واقع شرکت مینو با رهاسازی خود از «سوگیری تثبیت کارکردی» و یا اصطلاح رایج «تفکر خارج از چارچوب» (Thinking out of the box) توانسته بود به جای هزینه کردن زیاد به یک راه‌حل خلاقانه‌ای برسد و جلوی ضرر یک و نیم میلیون دلاری کارخانه شکلات‌سازی را بگیرد.

داستان زندگی خاندان خسروشاهی را می‌توانید در این مقاله بخوانید: خاندان خسروشاهی، بنیان‌گذاران شرکت مینو و مطرح‌ترین کارآفرینان ایرانی پیش از انقلاب

تثبیت کارکردی چیست؟

تثبیت کارکردی یک سوگیری شناختی است که توانایی فرد برای خلاق بودن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تثبیت کارکردی برای توصیف موقعیتی به کار می‌رود که فرد نمی‌تواند یک وسیله را با بیش از یک روش به کار بگیرد. در واقع تثبیت کارکردی با فلج کردن خلاقیت، تنها اجازه‌ی استفاده از وسیله را به روش سنتی می‌دهد.

دانکر در سال ۱۹۴۵ آزمایشی انجام داد که در آن به هر یک از شرکت‌کنندگان یک شمع، یک جعبه میخ و کبریت داد و از آن‌ها خواست تا شمع را طوری به دیوار وصل کنند که اشکِ آن روی میز نریزد. اغلب شرکت‌کنندگان سعی کردند شمع را با میخ روی دیوار بکوبند یا آن را آب کنند و به دیوار بچسبانند. به فکر تعداد بسیار کمی از آن‌ها رسید که از جعبه‌ی میخ‌ها به عنوان جاشمعی استفاده کنند و سپس آن را به دیوار بزنند. 

تثبیت کارکردی

نتیجه این تحقیق نشان داد که کارکرد جعبه‌ی میخ‌ها در ذهن شرکت‌کنندگان فقط و فقط به منظور جایی برای میخ‌ها تثبیت شده بود و نمی‌توانستند از جعبه انتظار دیگری داشته باشند؛ حتی اگر می‌توانست راه‌حل درستی باشد.

در تحقیقی جدیدتر فرانک (Frank) و رامسکار (Ramscar) نسخه‌ی مکتوب مشکل جعبه‌ی شمع را به دانشجویان دانشگاه استنفورد دادند. زمانی که مسئله‌ی مشابه برای گروهی از دانشجویان مطرح شد، تنها ۲۳٪ از آن‌ها توانستند به سؤال پاسخ درستی بدهند. مسئله برای گروه دیگر به گونه‌ای طرح شده بود که زیر کلماتی مانند «جعبه‌ کبریت» خط کشیده شده بود. ۵۵٪ از آن‌ها توانستند مسئله را درست حل کنند. گروه سوم که در طرح مسئله‌شان زیر کلمه‌ی «جعبه» خط کشیده شده بود، با موفقیت ۴۷٪ مواجه شدند. این آزمایش نشان داد که ارائه‌ی منعطف‌تر مسئله (مثلاً با تأکید بر کلمه‌ی جعبه) به دانشجویان اجازه می‌دهد تا متوجه شوند از جعبه می‌توان به‌طور دیگری هم استفاده کرد.

محققان همچنین دریافته‌اند که دو عامل سن و تجربه عواملی هستند که اثر تثبیت کارکردی را افزایش می‌دهند. به‌ طور مثال، انجام آزمایش جعبه و شمع روی کودکان ۵ ساله نشان داد که آن‌ها به طور قابل توجهی سریع‌تر از افراد بزرگ‌تر از خودشان به پاسخ درست مسئله می‌رسند. حتی کودکان ۷ ساله نیز اغلب‌شان نتوانستند به پاسخ صحیح برسند؛ چرا که حتی از آن سن کم، این سوگیری در آن‌ها ایجاد شده بود.

تثبیت کارکردی همچنین با افزایش تجربه‌ی عملی تأثیر بیشتری از خود نشان می‌دهد. به طوری که هر چقدر تجربه‌ی بیشتری در انجام کارها به یک شیوه‌ی خاص داشته باشید، احتمال اینکه بعد از بارها انجام دادن آن به همان شیوه، بتوانید طور دیگری به مسئله نگاه کنید بسیار پایین می‌آید.

تثبیت کارکردی چه آثار و پیامدهایی دارد؟

سوگیری تثبیت کارکردی بر توانایی فرد در حل مسئله و نوآوری تأثیر منفی می‌گذارد. این سوگیری شما را وادار می‌کند تنها از یک دید ثابت به مسائل نگاه کنید. در نتیجه اگر به چالشی بر بخورید، شانس شما برای ارائه‌ی راه‌حل‌های مؤثر کاهش می‌یابد. این اتفاق می‌تواند تمام ابعاد زندگی شما از جمله تحصیل، حرفه و زندگی شخصی‌تان را تحت‌تأثیر قرار دهد. اگر نتوانید خارج از چارچوب و خلاقانه به مسائل نگاه کنید، ممکن است توانایی شناسایی رویکردهای جایگزین را در موقعیت‌ها و چالش‌های مختلف از دست بدهید.

تأثیر منفی تثبیت کارکردی تنها در زندگی فردی خود را نشان نمی‌دهد، بلکه می‌تواند عملکرد شرکت‌ها را نیز تحت‌تأثیر قرار دهد و آن‌ها را از نوآوری و حل چالش‌های جدید باز دارد. راحتی و آرامشی که در انجام کارها به شیوه‌ی مرسوم و همیشگی وجود دارد، طبیعت راحت طلب انسان را وادار می‌کند که از چارچوب خود خارج نشود.

در سطوح بزرگ‌تر، تثبیت کارکردی باعث می‌شود تا شرکت‌ها نتوانند در تولید و ارائه‌ی محصولاتشان به جهشی در پیشرفت برسند. حتی این سوگیری آن‌ها را در حل مؤثر چالش‌های روزمره ناتوان می‌سازد. این معضل در بسیاری از جوامع و دولت‌ها هم دیده می‌شود؛ چرا که دولت‌مردان نمی‌توانند از روش‌های سنتی‌شان گذر کنند و به راه‌حل‌های خلاقانه برای حل مشکلات پیچیده‌تر فکر کنند. اما چطور می‌توانیم به این خطای ذهنی غلبه کنیم و به راهکارهای خلاقانه‌ای برسیم؟

چگونه بر تثبیت کارکردی غلبه کنید؟

یکی از راهکارها این است که به خوبی مسائل و مشکلات را شناسایی کنید. برای انجام این کار لازم است که ابتدا تفاوت بین دیدن (See)، نگاه کردن (Look)، مشاهده کردن (Observe) را در زندگی روزمره‌مان به درستی درک کنید. با دیدن، شما فقط یک چیزی را به صورت کلی می‌بینید. نگاه کردن درست بعد از دیدن اتفاق می‌افتد. در این حالت حس‌های انسان هم درگیر می‌شود و بعد از این دو مرحله، شما مشاهده خواهید کرد. در این زمان است که فکر شما هم درگیر موضوع خواهد شد. 

یکی دیگر از راهکارهایی که می‌تواند جلوی خطای ذهنی تثبیت کارکردی را بگیرد، تفکر در اصول اولیه است. این دقیقاً روشی است که ایلان ماسک برای رسیدن به ایده‌های خلاقانه‌اش استفاده می‌کند. در این روش لازم است که سه مرحله را طی کنید:

۱)‌ مشکلی را که می‌خواهید حل کنید، به درستی تشخیص دهید. مثلاً ایلان ماسک به خوبی فهمیده بود که مشکل اصلی که کمپانی سعی در حل کردنش داشت، کاهش هزینه‌ی باتری‌ اتومبیل و همچنین افزایش مسافتی بود که اتومبیل می‌تواند با یک شارژ باتری طی کند.

۲) مشکل را به اجزای کوچک‌تر خُرد و موانع اصلی حل آن‌ها را یادداشت کنید. در همان مثال ایلان ماسک، مانع اصلی برای داشتن یک باتری اتومبیل با قیمت مناسب احتمالاً قیمت بالای یک یا دو ماده‌ی تشکیل دهنده‌اش بود. پس سؤالی که باید پرسیده می‌شد این بود که چطور می‌شود قیمت این ماده‌ی خاص را کاهش داد؟ یا زیاد بودن وزن بدنه ماشین یکی از موانع افزایش مسافت طی شده توسط اتومبیل با یک باتری بود. در نتیجه تسلا اولین کمپانی ساخت اتومبیل شد که از بدنه‌ی سبک تمام آلومینیوم استفاده کرد.

۳)  با استفاده از رویکرد «لوح سفید» راه‌حل‌های جدید خلق کنید. در این مرحله از خودتان بپرسید که اگر می‌توانستم هر راه‌حلی را که دلم می‌خواهد به کار بگیرم، چه کار می‌کردم؟ در این مرحله باید راه‌حل بی‌نقص و کامل را تصور کنید و سپس طیف وسیعی از رویکردهایی را که می‌توانند بزرگ‌ترین موانع را برطرف کنند در نظر بگیرید. در این مرحله نیاز دارید سه کار را انجام دهید: سؤال کردن، مشاهده، شبکه‌سازی و آزمایش کردن

با پرسیدن «چرا که نه؟» همواره وضع موجود را به چالش بکشید. همچنین سؤال «اگر این کار را کنم/نکنم چه؟» را نیز مرتب از خود بپرسید تا بتوانید آینده‌ای متفاوت را تصور کنید. علاوه بر این، سعی کنید همیشه به دنیای اطرافتان دقت کنید؛ مخصوصاً اگر صاحب کسب‌وکار هستید، همیشه مشتری‌ها، محصولات، خدمات و روندها را از دید یک مبتدی مشاهده کنید. شما همچنین نیاز به شبکه‌سازی دارید تا بتوانید با طیف متنوعی از افراد ارتباط بگیرید تا احتمال دستیابی به ایده‌ها و جرقه‌های جدید را در خودتان افزایش دهید؛ شاید همان‌ها راه‌حلی برای مشکلات‌تان باشند. در نهایت هم همیشه راهکارهای مختلف را امتحان کنید و برای یافتن ایده‌های نو، شجاع باشید.


نویسنده: سارا مقدسی


منابع:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *