امروزه مفاهیم جدیدی به عرصه کارآفرینی و آینده شغلی وارد شده که جریانهای بزرگی از دنیا را به خود اختصاص دادهاند. یکی از این مفاهیم، اقتصاد مبتنی بر شور، اشتیاق و علاقه (Passion Economy) است که روشهای نوینی از سبک کاری را ارائه میدهد. اما این مفهوم به چه معناست؟ چگونه جریانهای شکلگیری آن در جامعه امروزی اتفاق افتاده است؟ و در مقایسه با روشهای پیشین چه تفاوتهایی دارد؟
در این مقاله که نوشته لی جین (Li Jin)، بنیانگذار و مشاور مدیریتی Atelier Ventures، است تلاش شده تا این مفهوم بهطور کامل توضیح داده شود که در ادامه به آن میپردازیم.
تغییر نگرش در سبک کاری آینده
یک نویسنده با درآمد بالا در پلتفرم خبرنامه ساب استک (Substack) از اشتراک خوانندگان، سالانه بیش از ۵۰۰ هزار دلار درآمد دریافت میکند. برترین تولیدکننده محتوا در پودیو (Podio)، پلتفرم دورههای ویدئویی و عضویت دیجیتالی، ماهانه بیش از ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارد. معلمان نیز در سراسر ایالات متحده هر ماه هزاران دلار درآمد از آموزش در کلاسهای خصوصی و مجازی کسب میکنند.
اینها همه نشاندهنده این است که یک جریان (Trend) بزرگتری در دنیا در حال شکلگیری است. این جریان بهسمت ایجاد و سازماندهی ساختار داده (Creator Stack) و سرمایهگذاری مصرفکننده (Enterprization of consumer) در حرکت است. به این معنی که مصرفکنندگان امروزی، شور و شوق این را دارند که کسبوکارهای فردا را ایجاد کنند!
قبل از به روی کار آمدن مارکت پلیسها یا بازارگاههای مجازی (Marketplace)، افراد در قالبهای مشخص و متناسب با تخصصشان دستهبندی میشدند. در واقع این موضوع باعث شد تا به فردیتمحوری (ویژگیها و تواناییهای مزیتی هر شخص) توجهی نشود. اما شکلگیری پلتفرمهای جدید، این امکان را داد تا قالب یا دستهبندی کاری خاصی برای افراد ارائه نشود و هر کس با توجه به مهارتها و تواناییهای منحصربهفردش، کاری را که شاید پیش از این تعریف نشده بود، راه بیندازد و از این طریق درآمد کسب کند.
شاید تا حدود زیادی کارهای گیگ (Gig Work) یا سبک کاری فریلنسری در حال حاضر رواج پیدا کرده باشد. اما امروزه با روشهای جدیدتر و بیشتری نیز میتوان بر روی ارزشآفرینی و خلاقیت سرمایهگذاری کرد. مردمی که شور و اشتیاق راهاندازی کار جدیدی دارند، میتوانند مخاطبانشان را در مقیاس بزرگتری تعریف کرده و از رضایت و جلب توجه آنها به امرار معاش خود در زندگی برسند. برای مثال، میتوانند با تولید محتواهای ویدئویی (بازیهای ویدئویی یا پخش بهصورت آنلاین) شور و اشتیاقی در مخاطبان ایجاد کرده و از این راه درآمد کسب کنند. از آنجایی که کارآفرینی ممکن است در آینده بهعنوان یک «شغل» رواج پیدا کند، این موضوع (افزایش شور و شوق مردم) میتواند بر روی کارآفرینی تأثیر زیادی داشته باشد و شکلهای مختلفی از کارآفرینی را گسترش دهد.
تمام این موارد بهمعنای شکلگیری اقتصاد مبتنی بر شور و اشتیاق (Passion Economy) است. این روشی جدید و خلاقانه است تا هر فرد بتواند بر مبنای خلاقیت فردی و مهارتهایش درآمدزایی کند. این شیوه کاری، تمام موانع و محدودیتهایی که سبک کاری گیگ دارد، تعادل بخشیده و موجب تشویق بیشتر کار و کسب درآمد میشود. بههمین دلیل، اقتصاد مبتنی بر شور و اشتیاق نسبت به اقتصاد گیگ از جهات مختلف مزیتهایی دارد. در ادامه به بیان بیشتر این موضوع میپردازیم.
تکامل اقتصاد مبتنی بر شور و اشتیاق
برخلاف گذشته که افراد باید در زمانهای خاصی به محل کار رفته و بهعنوان کارمند فعالیت میکردند، امروزه این امکان برای تمامی افراد (بیکار یا کارمند) فراهم شده تا بتوانند در زمانهایی که برایشان امکانپذیر است و در حوزههایی که علاقه دارند، کار کنند. در اصل این پلتفرمها، تقاضا و عرضه را ایجاد میکنند و بازاریابی را انجام میدهند و کسبوکارها دیگر نیازی نیست که برای بخش بازاریابی انرژی بگذارند. همچنین عرضه و تقاضا را به تعادل رسانده تا افراد بر روی حوزه تخصصی خودشان (مانند پیک موتوری، آماده کردن غذا برای رستورانها و تحویل آن و…) متمرکز شوند. تمام این موارد، تنها برای آن بوده که افراد، آزادی عمل بیشتری داشته باشند و هر زمان که علاقهمند بودند، کار کرده و درآمدزایی کنند.
اگرچه این پلتفرمها، مسیری را برای خوداشتغالی (خویشفرمایی) میلیونها نفر فراهم کردند تا دیگر مفهومی بهعنوان «رئیس بالا سر» وجود نداشته باشد؛ اما افراد را نیز مجبور کردند تا به چند تخصص مشخص، محدود شوند. بهعبارت دیگر، از تواناییهای منحصربهفرد آنها استفاده نشده و تنها یک بُعد از تواناییهایشان در معرض استفاده قرار میگیرد. بههمین دلیل، مفهوم اقتصاد مبتنی بر شور و اشتیاق به روی کار آمده تا با پلتفرمهای دیجیتالی جدید به افراد امکان بدهد که بر حسب علاقهشان، کار جدیدی راه بیندازند و از این طریق به اقتصاد نیز کمک کنند.
کسب درآمد فردی
پلتفرمهای دیجیتالی جدید به مردم این امکان را میدهند تا بتوانند بهصورت فردی نیز امرار معاش کنند. این پلتفرمها به ارائهدهندگان خدمت یا محصول توانایی بیشتری میدهند تا ارتباط خود را با مشتری ایجاد کرده؛ از حمایت بیشتری برای رشد کسبوکارها برخوردار شده و از ابزارهای بهتری برای متمایز و برنده شدن در عرصه رقابت استفاده کنند. در این فرایند، مدل جدیدی از کارآفرینی اینترنتمحور (Internet-Powered Entrepreneurship) شکل میگیرد.
این مدل شبیه مدل پویای آمازون (استاندارد شده با تولید انبوه یکپارچه) و شاپفای (Shopify) است که به کاربران امکان میدهد تا روابط مستقیمی با مشتریانشان برقرار کنند. این تغییر هنوز نیز در بازارهای مربوط به محصولات فیزیکی مشهود است و در حوزه خدمات نیز در حال گسترش است.
این پلتفرمهای جدید شباهتهایی با یکدیگر دارند که شامل موارد زیر هستند:
- برای همه افراد در دسترس هستند؛ نه فقط کسبوکارها و افراد حرفهای
- شخصیت فردی و فردیتمحوری را یک ویژگی میدانند؛ نه یک اشکال (هر فرد با تواناییها و شخصیت خاص خودش یک مزیت محسوب میشود)
- بر روی محصولات دیجیتال و خدمات مجازی تمرکز دارند
- ابزارهای جامعی را برای رشد و راهاندازی یک کسبوکار فراهم میکنند
- انواع و شکلهای جدیدی از کار را معرفی میکنند
در ادامه تفاوت بین انقلاب مبتنی بر شور و اشتیاق و انقلاب آزادکار یا گیگ بهطور کامل توضیح داده شده است.

ویژگیهای پلتفرمهای دیجیتالی جدید در اقتصاد مبتنی بر شور و اشتیاق
۱) برای همه افراد در دسترس هستند؛ نه فقط کسبوکارها و افراد حرفهای
محصولات مصرفی جدید، کارآفرینی را برای هر کسی آسان میکنند. در اواسط ۲۰۱۰، ظهور صنعت اینفلوئنسری به تولیدکنندگان رده بالا این امکان را داد تا از طریق تبلیغات درآمد کسب کنند. این پلتفرمها برای حمایت از طیف وسیعتری از فعالیتهای درآمدزایی (از تولید محصولات فیزیکی مانند Vybes، Hipdot و Genflow گرفته تا ایجاد ویدئوهای شخصی با Cameo، VIPVR و Celeb VM) گسترش پیدا کردند.
امروزه توانایی ایجاد زندگی بر پایه مهارتهای خلاقانه در بین افراد نیز سرایت کرده و این عامل در روزمره به مردم در راهاندازی و رشد کسبوکارها کمک میکند. پیش از این، کسبوکارها برای آنکه تأسیس شوند، به توانایی مانند مهندسی نرمافزار برای ساخت وبسایتها یا برنامهها نیاز داشتند. اما اکنون وبسایتهای بدون کدنویسی و وبسازهای محبوبی مانند Webflow و Glide این توانایی را برای هر کسبوکاری همگانی و راحت کردهاند. استارتاپهای امروزی در حال ساخت وبسایتهایی هستند که ابتدا برای موبایل طراحی شده (Mobile-first) و همچنین نسخههای سبکی از نرمافزارهای دسکتاپ را داشته باشند. برای مثال، Kapwing یک ویرایشگر وب و موبایل برای ویدئوها، گیفها و تصاویر است که قصد جایگزینی نرمافزارهای خلاقانه قدیمی را دارد.
شرکتها این فرصت را دارند که کارآفرینان را در مراحل اولیه درگیر بسازند. سپس همزمان با رشد آنها به ارزش اقتصادی در شرکت نیز دست پیدا کنند. شرکتها ممکن است با یک پیشنهاد بسیار ابتدایی شروع کرده و همزمان با درآمدزاییِ بیشتر از مشتریانشان و توسعه نیازهای آنها، قابلیتهای جدیدی نیز به محصولات اضافه کنند.
۲) شخصیت فردی و فردیتمحوری را یک ویژگی میدانند؛ نه یک اشکال
پیش از این، بازارهای خدماتی تنها برای مشاغل استاندارد و متعارف ساخته شده بودند. اما با به روی کار آمدن پلتفرمهای جدید، طیف متنوعی از گروههای مختلف نیروی کار شکل گرفت که همین عامل نیز باعث تنوع در انتخاب کاربران شد و از این طریق سود رساند.
برای مثال، پلتفرم OutSchool را در نظر بگیرید که بازار آنلاینی برای کلاسهای ویدئویی است و عمدتاً معلمان سابق مدارس و والدین خانهنشین در آن حضور دارند. در این پلتفرم، معلمان میتوانند برنامههای درسی خود را ایجاد کرده یا لیست دورههای درخواستی کاربران را مرور کنند. علاوه بر این، در رابط کاربری (UI) این بازارگاه مجازی بخشهایی برای معرفی معلمان، پیشزمینهها و تجاربشان تعریف شده است. همچنین والدین و دانشآموزان نیز میتوانند بهطور مستقیم با معلمان در ارتباط بوده و به آنها پیام دهند.
در پلتفرمهای جدید، زمانی که کاربران بتوانند بهطور مداوم و مستقیماً با ارائهدهنده مورد نظرشان ارتباط برقرار کنند، ممکن است که این ارتباط بهصورت آفلاین نیز صورت بگیرد. به این معنی که امکان این وجود دارد که پلتفرم از فرایند حذف شود و ارائهدهنده دیگر نتواند از طریق آن درآمد کسب کند (در این صورت، مشتری و ارائهدهنده با یکدیگر کار کرده و پول مبادله میکنند؛ اما پلتفرم، درآمدی کسب نمیکند). در نتیجه این مدل میتواند با خطر قابلتوجهی نیز همراه باشد.
بازارگاههای مجازی این توانایی را نیز دارند که با ارائه ابزارهایی مانند برنامهریزی و صدور فاکتور (فاکتور نوشتن)، تمایل کاربران و ارائهدهندگان برای حذف پلتفرم را به حداقل برسانند. همین طور مشوقها و عوامل انگیزهبخشی را در نظر بگیرند تا ارائهدهندگان و کاربران همچنان از آن پلتفرم استفاده کنند.
بازارگاههایی که این روابط مستقیم را پرورش میدهند، میتوانند با تمرکز بر روی حوزههایی مانند آموزش و تدریس، موفق شوند. از آنجایی که در حوزههای آموزشی ممکن است موضوع درس و محتوا تغییر کند، در نتیجه شاید این اجبار وجود داشته باشد که معلمان و تدریسکنندگان نیز عوض شوند؛ اما اینکه بخواهند پلتفرم را حذف کنند، ممکن نیست.
۳) بر روی محصولات دیجیتالی و خدمات مجازی تمرکز دارند
نسلهای قبلی از پلتفرمهای توانمندسازی کارآفرینی (Entrepreneurship-Enabling) معمولاً بر روی فروش محصولات فیزیکی متمرکز بودند (مانند آمازون، Etsy، Ebay، شاپفای) یا بهصورت خدمات حضوری (مانند Taskrabbit ،Care.com ،Uber) ارائه میشدند. از این رو، پلتفرمهای جدید ساخته شده اکثراً بر روی محصولات دیجیتالی متمرکز هستند. پلتفرمی که بهطور خاص برای فروش و بستهبندی محصولات دیجیتالی ساخته شده متفاوت از پلتفرمی است که برای کالاهای واقعی و ملموس ایجاد شده است.
پودیو و تیچاِبل (Teachable) هر دو جزو پلتفرمهای خدمت/نرمافزار بهعنوان محصول (SaaS) هستند. این نوع پلتفرمها به ارائهدهندگان امکان میدهند تا از ۲ طریق فرایند فروش را انجام دهند: فروش مستقیم هر ویدئو، دریافت حق اشتراک و نشان دادن همه ویدئوها. پیش از این، این نوع اینفلوئنسرهای دانش (Knowledge Influencers) مجبور بودند کلاسهایشان را بهصورت حضوری برگزار کنند یا بهصورت محصولات فیزیکی بفروشند. وجه اشتراک هر دوی این موارد، محدود بودن به بازار محلی بود. پلتفرمهای جدید بر روی این ایده سرمایهگذاری میکنند؛ چرا که این تخصص ارزشهای اقتصادی فراتر از مخاطبان محلی یا حضوری دارد.
در بازار طراحی داخلی Havenly، طراحان دورکاری میکنند و با مشتریان بهصورت کاملاً آنلاین تعامل دارند. مزیت این شیوه کاری برای طراحان این است که بدون دشواری و سختی میتوانند با جریان ثابتی از مشتریان در تعامل باشند؛ چرا که Havenly بازاریابی قوی و انعطافپذیری لازم برای کار در هر زمان و هر مکانی را دارد. مشتریان نیز با این شیوه کاری میتوانند به خدماتی دسترسی پیدا کنند که پیش از این، گرانقیمت یا غیرقابل دسترس بودند.
۴) ابزارهای جامعی را برای رشد و راهاندازی یک کسبوکار فراهم میکنند
برخلاف بازارهای اکتشافمحور که از طریق تبلیغات، هزینههای عضویت یا دریافت هزینه به ازای هر سرنخ فروش (Cost Per Lead) درآمدزایی میکنند، پلتفرمهای جدید (با دادههای ساختاری پیشرفته) غالباً از طریق هزینههای سرویسهای نرمافزاری (SaaS fees) درآمدزایی میکنند که این هزینهها با رشد و پیشرفت ارائهدهنده طی زمان افزایش مییابد. بقیه پلتفرمها درصدی از فروش کسبوکارها را بهعنوان کمیسیون دریافت کرده و از این طریق درآمدزایی میکنند. در این حالت پلتفرمها سعی میکنند کسبوکارها را به رشد و گسترش و افزایش تعداد فروش تشویق کنند؛ زیرا با رشد کسبوکارها و افزایش تعداد مشتریان آنها، پلتفرم نیز درآمد بیشتری کسب خواهد کرد و از تعاملات تکزمانی و مجزا جلوگیری میشود.
بعضی از پلتفرمها، ابزارهای بازاریابی مانند صفحات فرود مشتریان (custom landing pages)، کوپنها (coupons) و افلیلیت مارکتینگ یا سیستم همکاری در فروش (Affiliate Programs) را ارائه میدهند. اما پلتفرمهای دیگر، حمایتهای پشت پردهای را تأمین میکنند. برای مثال، Walden، کارآفرینان جدید را برای یادگیری استراتژی و پاسخگویی بهتر با مربیان مرتبط میکند.
گاهی اوقات پلتفرمها، مجموعهای از خدمات را به افراد ارائه میدهند تا کسبوکارشان را به راه بیندازند. برای مثال، Prenda (یک بازار مدیریت شده از میکرو مدرسههای K-8) برنامههای درسی، کامپیوترها، نرمافزار، تدارکات، الزامات قانونی مورد نیاز و بیمه را برای معلمان فراهم میکند.
۵) انواع و شکلهای جدیدی از کار را معرفی میکنند
پلتفرمهای دیجیتالی جدید، انواع مختلفی از کسبوکارهایی را ممکن میسازند که قبلاً ندیده بودیم. در ادامه نمونههایی از این نوع کارها معرفی شدهاند:

برای اینکه بفهمید چگونه سرمایه انسانی میتواند باعث ایجاد صنایع جدید شود، میتوانید کشور چین را درنظر بگیرید. برای مثال، در سایتهای وبلاگنویسی مانند Weibo، کاربران محتواهایی را مانند پرسش و پاسخ، گروههای چت انحصاری و حق عضویت یا کارت عضویت پخش زنده (Stream) میفروشند. این مسأله باعث ایجاد موجی از اینفلوئنسرهای غیرسنتی (مانند مشاوران مالی، بلاگرها و استادان) بعد از اینفلوئنسرهای زیبایی و مد شده است.
اینها همگی، ویژگیهای پلتفرمهای جدید هستند که بهصورت بازارگاههای مجازی و پلتفرمهای خدمت بهعنوان محصول ارائه میشوند. اما این نوع از پلتفرمها نیز تفاوتهایی با یکدیگر دارند که در ادامه به آنها اشاره میشود.
بازارگاهها در مقابل پلتفرمهای خدمت/نرمافزار بهعنوان محصول (Saas VS Marketplace)
در زمان ساخت یک شرکت در میان فضایی از چنین کسبوکارهایی، بسیار مهم است که نیاز تولیدکنندگان (ارائهدهندگان) و همچنین مخاطبان آنان را در نظر بگیرید. مبادلات تجاری زیادی بین پلتفرمهای خدمت بهعنوان محصول و بازارگاهها وجود دارند. اما تفاوت بین آنها چیست؟
ارائهدهندگان در بازارگاهها (مارکت پلیسها) میتوانند با حداقل تنظیمات، ثبتنام کرده و درآمد کسب کنند. قدرت اثر شبکهای دو طرفه بازارگاه، ارتباط مستقیمی با ارزش پیشنهادی آن دارد که بهعنوان واسطه به طرفین ارائه میدهد.
یک مثال از این مدل، Medium است که از خوانندگان برای دسترسی به داستانها در پلتفرم، حق عضویت دریافت میکند. میزان پولی که یک نویسنده بهدست میآورد، متناسب است با میزان زمانی که خوانندگان مشغول خواندن مطالب میشوند.
در مقابل، پلتفرمهای خدمت بهعنوان محصول به ارائهدهندگانی نیاز دارند که برای جذب مشتری بهصورت مستقل کار کنند. چنین پلتفرمهایی ممکن است به تأمین ابزارهایی مانند بازاریابی، رابطه مدیریت مشتری و سرویس اتریبیوشن (Attribution) کمک کنند؛ اما کاربران تا حد زیادی مسئول رشد مشاغل خود هستند. برای مثال، در Substack ویژگیهایی مانند صفحه اصلی نویسنده، فهرست ایمیل، پرداختها، تجزیه و تحلیل و انواع خدمات اشتراک وجود دارند و Substack بخشی از درآمد ارائهدهنده (سازنده) را جمعآوری میکند.
در مدل بازارگاه Medium، نویسنده از تعداد بالای خواننده و مشترکین پولی مدیوم بهعنوان یک اهرم بهره میبرد. در حالی که در Substack (پلتفرم خدمت بهعنوان محصول)، نویسندگان خود باید تعداد خواننده و مشترکین پولیشان را افزایش دهند. این ویژگی باعث میشود تا آنها بتوانند در هر زمانی فهرست مشتریانشان را بررسی کرده و از تعداد خوانندگان و میزان مطالعه مطالب آگاه شوند.
بازارگاهها برای ارائهدهندگانی ارزشمند هستند که بهدنبال معرفی خود و جذب مخاطبان هستند. ابزارهای خدمت بهعنوان محصول اغلب برای ارائهدهندگانی که در حال حاضر پایگاه مشتری دارند، مفید بهنظر میرسند. در پاسخ به این پویایی، بسیاری از استارتاپها در حال ساخت پلتفرمهای خدمت بهعنوان محصولی هستند که هدفشان ترغیب و جذب ارائهدهندگان (کسبوکارها) در بازارهای موجود است.
نگاه به آینده
پلتفرمهای یکپارچه جدید، کارآفرینان را برای درآمدزایی فردی و خلاقیت بیشتر توانمند میسازند. به احتمال زیاد در سالهای آینده، اقتصاد مبتنی بر شور و اشتیاق به رشد خود ادامه خواهد داد. ما آیندهای را پیشبینی میکنیم که ارزش هر مهارت و دانش منحصربهفرد، آشکار و تقویت شده و برای مشتریان ظاهر میشود.

