اپل در هر ثانیه ۱،۴۴۴ دلار سود خالص دارد. این مقدار تقریبا بیش از هر شرکت دیگری است. سود اپل تقریبا به اندازه جمع سود شرکتهای مایکروسافت، آلفابت(گوگل) و فیسبوک است.
اپل در حساب بانکی خود ۲۸۵ میلیارد دلار پول دارد که این شرکت را بیشتر شبیه یک کشور میکند تا یک شرکت. این در حالی است که تولید ناحالص ملی ایران در سال ۲۰۱۷، ۴۴۷ میلیارد دلار بوده است.
در حالی که بیشتر کشورها میخواهند تا جایی که میتوانند از شرکتها مالیات دریافت کنند اما در قبال اپل اینگونه نیستند. دلیل این موضوع در موارد پایین بحث شده است.
شرکتها مالیات خود را به کشورهایی میپردازند که در آنجا محصولات خود را بفروش میرسانند. این بدین معنا است که اگر شرکتی بطور مثال در چین محصولی را تولید کند و بخواهد آن را در ایران به فروش برساند، باید به دولت ایران مالیات پرداخت کند.
با توجه به اینکه مالیات در کشورهای مختلف متفاوت است، قیمت نهایی یک محصول خاص نیز در کشورهای مختلف متفاوت است. به همین دلیل گوشیهای آیفون ۱۰ در آمریکا ۱۰۰۰ دلار، ۱۳۶۸ دلار در هند، ۱۴۵۵ دلار در لهستان است. در واقع اگر به خاطر تعرفه واردات نبود، سفر از لهستان به آمریکا و خرید یک گوشی آیفون ۱۰ و برگشت به این کشور ارزان تر خرید این گوشی در لهستان بود.
مورد بالا در ایران نیز در حال اجرایی شدن است. طرح رجیستری گوشیهای همراه در ایران در راستای دریافت همین مالیات است. اما نکته قابل توجه این است که در کشور ما این محصولات تولید نمیشوند، یعنی شرکتهایی مثل سامسونگ که ۵۰ ٪ بازار تلفنهای همراه ایران را دارد یا اپل که حدود ۱۴٪ این بازار را دارد هیچ هزینه برای تولید محصولات، تحقیق و توسعه، مسئولیت اجتماعی در کشورمان نمیکنند. تنها سامسونگ هزینه تبلیغات در کشورمان را دارد و سرمایه گذاریهای اصلی را در کشورهای دیگر انجام میدهد.
نکته جالب توجه سیستم امپریال آمریکا است که در آن هر شهروند آمریکایی در هر جای دنیا که باشد باید مالیات پرداخت کند. این قانون برای شرکتها نیز صادق است و هر جایی که سود داشته باشند باید مالیات آن را نیز پرداخت کنند. حتی اگر یک آمریکایی بخواهد شهروندی خود را نیز لغو کند باید مالیات پرداخت کند. به همین دلیل آمریکا جز کشورهایی است که بیشترین میزان مالیات را از شرکتها دریافت میکند و درآمد آن از این مالیاتها است و نه از استخراج منابع طبیعی مانند نفتش زیرا این شیوه پایدار نخواهد بود.
پایدار نبودن درآمد دولتها از منابع طبیعی را در کشور خودمان نظاره گر هستیم زیرا این منابع روزی تمام خواهند شد اگر هم تمام نشوند قیمت فروش این منابع در دست هیچ کشوری نیست و شرایط سیاسی، امنیتی، اقتصادی و عرضه و تقاضا قیمت آن را مشخص می کند. نمونهای از این نوع بحران اقتصادی را در کشور ونزوئلا میتوان دید که تقریبا تمام درآمد دولت از نفت بود و با اعمال تحریمهای غرب اقصاد این کشور در حال نابودی است.
زمانی که اپل حتی در کشورهای خارجی مالیات پرداخت کند و بخواهد این پول را به آمریکا برگرداند دولت آمریکا این درصد مالیات را از ۳۵٪ مالیات خود کسر کرده مابقی را از اپل دریافت میکند. به همین دلیل بیشتر شرکتهای بزرگ سیلیکونولی شرکتهای زیر مجموعهای (این شرکتها صوری هستند و فقط حسابهای بانکیشان پر است) در کشورهای دیگر(مانند جزیره جرزی و ایرلند) دارند که بصورت قانونی متفاوت از این شرکتها هستند اما سرمایههای این شرکتها را نگه داری میکنند. این کشورها میزان بسیار کمی مالیات دریافت می کنند.
ممکن است فکر کنید بدون مالیات این کشورها چه سودی خواهند داشت؟ جواب در سرمایههای عظیمی است که توسط این شرکتها در بانکهای این کشورها قرار داده شده است و بانکها از این سرمایه برای دادن وام به کسب وکارها، ایجاد پروژههای عمرانی و… استفاده میکنند که در انتها میلیونها شغل در این کشورها ایجاد میکند.
در این کلیپ داستان پول دار شدن اپل، مشکلات ناشی از آن و خریدهای آینده شرکت اپل و ادامه داستان بحث شده است.

