۵ کاری که کارمندان استثنایی عاشق انجام آن هستند(و کارمندان مخرب از آن متنفرند!)

این تکنیک‌ها، روش تملق و چرب زبانی نیستند! بلکه روش‌هایی برای رهبری بالادستی‌ها در چارت سازمانی است.

دو سال پیش یکی از مخاطبها پیامی مبنی بر گله و شکایت از رئیسش برای ما فرستاد. او میگفت که رئیسش، او و تیمش را به دردسر میاندازد. رئیس او برای مدت کوتاهی، در حد یک روز، خودش را نشان میداد و بعد از به هم ریختن تیم، یک هفته غیبش میزد. به ندرت پیگیری میکرد و درخواستهای شفافی برای نتایج کارها از ما نداشت.

از من راهنمایی خواست. این مشکلی است که من بارها و بارها آن را شنیدهام: رفتار و عملکرد رئیس شما اصلا خوب نیست و تاثیر بسیار بدی را روی افراد پایین دستی میگذارد.

شما در این شرایط چه کار میکنید؟

بالادستیخود را رهبری کنید

جواب من با او همین بود: رئیس خود را رهبری کن. اگر این مفهوم تازهای را برای شما تداعی میکند، باید بگویم که این کار از دست افراد موثر و با نفوذ برمیآید. پس اگر شما در کار خود هنوز به اندازه کافی خوب نیستید، اهرم استفاده از این ابزار را ندارید. خودتان را به زحمت نیندازید. برای افرادی که در کار خود خوب هستند، این یک فرصت استثنایی است.

اول از همه، باید به این نکته توجه کنید: رهبری کردن به معنی این نیست که به رئیس خود بگویید که چه کار باید بکند.  و به این معنی هم نیست که رئیس رئیستان باشید. بر خلاف تفکر عموم(استریوتایپها)، با خودشیرینی کردن برای رئیس خود نیز نمیتوانید رهبری کنید.

برای اینکه به معنای واقعی کلمه بتوانید به صورت موثر رهبری کنید، اول از همه باید بفهمید عملکرد خوب از دید کسی که مسئول ارزیابی شما است چه پارامترهایی دارد.

باید بدانید که چه کارهایی باعث میشود نه تنها شما در کار خود بینظیر باشید، بلکه رئیس شما هم در سمت خود فوقالعاده به نظر بیاید.

نکته اساسی در رهبری این است که به رئیس خود کمک کنید در نظر رئیس خودش، بی نقص باشد. با این کار شما شانس خود برای موفقیت را بیشتر میکنید.

بیشتر مدیرانی که من میشناسم به دنبال خلق ارزش افزوده برای خود هستند. اگر شما با رویکردکمک به خلق ارزش افزوده برای رئیستانقدم بردارید، به رشد نفوذ خود در تیم مدیریت کمک میکنید.

در ادامه به ۵ تکنیک هوشمندانه برای تمرین رهبری کردن میپردازیم.

۱. وظایف رئیسهای خود را به عهده بگیرید

اموری که رئیستان در انجام آنها خوب نیست را پیدا کنید و اجرای آنها را به عهده بگیرید. با این کار شما ارزش افزودهای را ایجاد کردهاید. اگر با ذهنیت مثبت آنها را انجام دهید، خواهید دید که تنش کاسته شده و شرایط رو به بهبود میرود.

۲. با رئیس خود ارتباط برقرار کنید

اگر رئیستان شما را نشناسد، شاید خیلی وقت صحبت با شما و گوش دادن به ایدهها و پیشنهادهای شما را نداشته باشند. پس منتظر نمانید و خودتان رابطه را ایجاد کنید. در برآورد خواستههای رئیستان بهترین باشید. این موضوع قدرت رهبری شما را نشان میدهد.

۳. در زمان بندی و رویکرد خود، موقعیت شناس باشید

وقتی در زمان مناسب و با انگیزه درست، حرکت مناسبی انجام میدهید، یعنی رهبری کردهاید. اما باید بتوانید شرایط و جو را خوب بسنجید، حال و هوای رئیستان را تشخیص دهید تا بفهمید چه زمانی وقت فشار آوردن است و کی باید کنار بکشید.

۴. نیازهای رئیستان را پیشبینی کنید

وقتی شما در قبال نیازهای رئیس خود، قبل از اینکه از شما بخواهد آماده باشید و آنها را برآورده کرده باشید، شما ارزش افزوده ایجاد کرده و رهبری کردهاید. اما در ابتدا، درک درستی از اهداف و اولویتهای اصلی او پیدا کنید تا بتوانید نیازها را به درستی پیشبینی کنید. برای مثال اگر هدف رئیس، نهایی کردن فروشِ چهار درخواست خرید معلق تا پایان ماه است، تقویم او را برای ملاقات با مشتریان احتمالی چک کنید. همچنین بفهمید چه چیزی از شما برای این جلسات میخواهد و آنها را آماده کنید.

۵. مشاورههای عاقلانه بدهید

اگر رئیس شما مثل بقیه رئیسها باشد، احتمالا میخواهد با یک دست چند هندوانه بردارد، کارهای بزرگی در سر دارد، و بیشتر دردسر درست میکند.  این تیم است که با فشار روبرو میشوند و از کارهای زیادی که باید انجام بدهند، سردرگم میشوند. شما میتوانید با آینده نگری به آنها کمک کنید تا فرصتها را شناسایی کنند و از دردسر دوری کنند. با سوالهای مناسب، رئیستان را وادار به فکر کردن کنید. اینجاست که شما میتوانید نقش یک مشاور مورد اعتماد را بازی کنید. اگر با مشکل جدیدی روبرو شدید، یک راه حل پیدا کنید و به رئیستان ارائه دهید.

شما چه چیزی را به این لیست اضافه میکنید؟