سهام تشویقی ایساپ (ESOP) در استارتاپ‌ها، ارزشمند یا فقط بهانه‌ای روی کاغذ؟

استارتاپ‌­ها کسب‌وکارهای نوپایی‌اند که برای پاسخگویی به نیازهای جامعه از نوآوری و فناوری پیشرفته استفاده می­‌کنند. به طور معمول ۵ تا ۱۰ سال زمان لازم است تا یک استارتاپ به شرکتی با مقیاس بزرگ و ارزش بالا تبدیل شود. به همین دلیل نقش فاکتوری مانند سهام ایساپ (ESOP) در سال­‌های اولیه شکل‌گیری، یکی از مهم‌­ترین دلایل برای موفقیت یا شکست آنها‌ست.

سرمایه­‌گذاران و بنیان‌گذاران استارتاپ‌­ها می­‌بایست از همان ابتدا با نگاه بلندمدت سیاست‌های انگیزشی خاصی را جهت حفظ، رشد و توسعه کارکنانشان طراحی و اجرا نمایند.

به تبع سال­‌های طولانی تجربه­‌ام در زمینه منابع انسانی، تیم‌های زیادی را دیده‌ام که به دلیل عدم توفیق در ایجاد انگیزه و همدلی گروهی از هم پاشیده‌اند. ناگفته پیداست که تنها عامل انگیزشی افراد داشتن سهام نیست؛ اما به طور طبیعی کارکنان برای موفقیت سازمانی که نسبت به آن احساس تعلق و مالکیت دارند، تلاش بیشتری انجام می‌دهند، لذا می­‌توان نتیجه گرفت که با این روش، ضریب شکست تیم تا حدودی کاهش می‌یابد.

بنیان­‌گذارها و سرمایه‌­گذاران حرف‌ه­ای و با تجربه معمولاً از همان ابتدا ۱۰ تا ۱۵ درصد از سهام اولیه خود را به‌عنوان سهام تشویقی (ESOP) برای اختصاص به کارکنان کلیدی آینده شرکت حفظ می‌کنند و سهام اختصاص ­یافته به افراد کلیدی طی چندین سال فعالیت و تلاش در شرکت به مالکیت قطعی آن­‌ها در می‌آید که در اصطلاح به دوره‌های زمانی که این سهام به مالکیت فرد در می‌آید قله (Cliff) می‌گویند و این فرایند انتقال مالکیت تدریجی و بر مبنای شاخصه‌های کلیدی توافق شده را وستینگ (Vesting) می‌گویند. دوره زمانی وستینگ معمولاً با توجه به میزان وابستگی رشد بیزینس به فرد مورد نظر ارزیابی و تصمیم­‌گیری می‌­شود.

خلاصه آن که اختصاص سهام انگیزشی به کارکنان، هم برای کارمندان و هم برای شرکت مفید است. اگر چه یکی از بزرگترین معضلات بزرگ کارکنان جوان فعال در اکوسیستم ایران نیاز به منابع مالی برای خرید خانه، ازدواج و سرمایه­‌گذاری در استارتاپ­‌های جدید است و عدم امکان تبدیل تمام یا مقداری از سهام تشویقی پس از آزاد شدن آن به نقدینگی تا حدود قابل توجهی باعث بی اهمیت قلمداد شدن ایساپ در اکوسیستم گردیده است.

شاید اگر به صورت رسمی راه‌­های خروج از سهام و یا واگذاری بخشی از آن برای افراد فعال در اکوسیستم فراهم گردد، ارزش ایساپ از حالت نامشهود خارج گردد و افراد رغبت بیشتری را برای پذیرفتن سهام تشویقی به عنوان بخشی از بسته جبران خدمت خود داشته باشند که نتیجه آن خروج کمتر نقدینگی از یک استارتاپ در سال­‌های اولیه به عنوان حقوق و دستمزد افراد کلیدی می‌گردد.

همچنین یکی دیگر از چالش‌­های اساسی منابع انسانی در اکوسیستم، نرخ بالای خروج نخبگان از استارتاپی به استارتاپ دیگر است که عمدتاً به بهانه پیشنهاد دریافت حقوق و دستمزد بالاتر صورت می‌­پذیرد، در صورتی ­که اگر بتوان راه­ حلی اساسی برای تبدیل ایساپ به منابع مالی پیدا نمود، طبیعتاً افراد متخصص به راحتی از سهام تشویقی اختصاص یافته تا زمان پایان وستینگ آن نمی­‌گذرند و در سال­‌های اولیه و بحرانی تشکیل یک استارتاپ نقش خود را به بهترین نحو ممکن ایفا خواهند نمود.

از نکات قابل توجه دیگر پرداختن به چالش فعلی اکوسیستم، تمایل و تصمیم نخبگان و جوانان کشور به مهاجرت است که عمدتاً به دلیل مسائل اقتصادی و به امید آینده‌ه­ای بهتر صورت می‌­پذیرد. من فکر می­‌کنم که در صورت معنادار نمودن ایساپ و با ایجاد راهی برای تبدیل آن به منابع مالی، جوانان مدینه فاضله و راه­‌های رسیدن به رویاهایشان را لزوماً در مهاجرت معنا نخواهند کرد و آن دسته از افرادی که ایده‌­ای برای پیاده­‌سازی و برنامه‌­ای برای ایفای نقش اصلی در استارتاپ­‌ها دارند، راه رسیدن به اهداف و تحقق خواسته­‌های مالی خود را در کشور عزیزمان دنبال خواهند نمود.

مطابق هرم سلسله نیازهای مازلو حس تعلق‌­پذیری و مالکیت به عنوان یکی از اصولی­‌ترین نیازهای انسان‌­های تکامل ­یافته تعریف می­‌گردد و هر میزان که یک انسان در مراحل مختلف تکاملی پیشرفت می‌­کند و به بلوغ فکری و عاطفی بیشتری می‌­رسد، نیازهای خود را در لایه­‌های بالاتر این هرم جستجو خواهد کرد. حس تعلق­ و مالکیت سازمانی و نیاز به خودشکوفایی از آن دسته از نیازهای افراد است که با برنامه­‌های مرتبط با رشد و توسعه فردی و سازمانی و همچنین اختصاص سهام تشویقی توسط سازمان مورد نوازش و توجه قرار خواهد گرفت.

تجربه نشان داده است که رشد و توسعه پایدار هر سازمانی همواره در راستای رشد و توسعه افراد شاغل در آن سازمان است و برنامه‌­هایی در دراز مدت منجر به خلق ارزش افزوده خارق‌العاده و چشمگیر خواهد گردید که هم‌راستا و همسو با پیشرفت و رشد کارکنان آن مجموعه برنامه‌­ریزی و اجرا گردد. بنابراین سهیم نمودن کارکنان در سود و ارزش افزوده باعث تقویت مشارکت، تعهدمندی و وفاداری کارکنان به آن سازمان خواهد شد.

امید است با تحقق موارد ذکر شده ایران عزیزمان با تکیه بر توانمندی و مهارت جوانان کشورمان درتمامی عرصه‌ها علی الخصوص عرصه تکنولوژی و فناوری پیشرفت نماید.