آیا در فضای کاری مسمومی فعالیت می‌کنید؟

آیا تا به حال مدیرانی داشته‌اید که خود شیفته‌‌اند؟ فقط به نیاز‌های خود فکر می‌کنند؟ گرم و سرد می‌شوند؟ سوء استفاده می‌کنند؟ همیشه دیگران را مقصر می‌دانند؟ مسئولیت‌پذیر نیستند؟ در قبال این مدیران چه کار باید کرد؟

آیا می‌دانستید که از هر پنج مدیرعامل، یک نفر خودشیفته است؟ در واقع نوعی خودبینی و جامعه‌گریزی در بعضی‌ها وجود دارد و احتمالا شما با یکی از این افراد روبرو شده‌اید. آن‌ها بسیار ویران‌گرند و در کار تاثیر منفی زیادی دارند. چگونه متوجه خواهید شد که با یک خودشیفته کار می‌کنید؟ آن‌ها یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌هایی‌اند که ممکن است مشاهده کنید: “خودشیفتگان”. مریام وبستر “خودشیفتگی” را “احساس جذابیت شدید، خود‌بزرگ‌بینی و نیاز به توجه و تحسین” تعریف می‌کند. خودشیفتگان نقاب به چهره دارند، بنابراین به سادگی متوجه حضورشان نخواهید شد. پس لازم است قبل از اینکه روحیه و اعتبارتان را از بین ببرند، آنها را کشف کنید.

فقط به نیازهای خود فکر می‌کنند

آن‌ها به مسائلی که برای همکاران یا زیردستان مهم است، اهمیتی نمی‌دهند و در مواجهه با آن‌ها حالت تدافعی می‌گیرند، توجیه‌کننده هستند و عذرخواهی نمی‌کنند. به محض دریافت این الگوهای رفتاری، آن را یک نشانه بدانید، از طریق کانال‌های مختلف بررسی کنید و اگر متوجه شدید که به شرایط شما احترام نمی‌گذارند، ارتباط با آنها را به طور کامل قطع کنید.

نمی توانند شرایط سخت را تحمل کنند

در مواقعی که فشار کمی روی آنهاست ممکن است به خوبی عمل کنند، اما در مواقع بحرانی انتظار حمایت از جانب آنها را نداشته باشید. این مساله باید زنگ هشدار اتفاقات بدی باشد که به هنگام بروز مشکلات رخ خواهد داد.

شما را دق مرگ خواهند کرد

هنگامی که نتیجه‌ی کار ناامیدکننده باشد، فرد خودشیفته مسئولیتی بر عهده نمی‌گیرد و تلاش می‌کند تا عملکرد بد خود را توجیه کند یا تقصیر را گردن فرد دیگری (احتمالا شما) بیاندازد. برای خودشیفتگان آسان نیست که صداقت در گفتار داشته باشند، بدون قضاوت تنها شنونده باشند و مسئولیت آنچه را که ایجاد کرده‌اند، به عهده بگیرند. این طرز رفتار به هیچ عنوان یک رابطه‌ی کاری حساب شده و امن نیست.

گرم و سرد می‌شوند

خودشیفته‌ها تعادل شخصیتی و ثبات در گفتار ندارند. یک روز به شما می‌گویند که شگفت‌انگیز و هوشمند هستید(بخشی از افسون گول‌زننده‌ی آنها) و روز بعد رفتاری سرد، تخریب‌گر و متفاوت خواهند داشت.

سوءاستفاده‌کنندگان بزرگی هستند

فرد خودشیفته برای برآورده‌کردن نیازهای خود، با همکارانش روابط دوستانه‌ی خارج از محیط کاری برقرار می‌کند و تلاش خواهد کرد تا آن‌ها را متقاعد کند که با او هم‌عقیده شوند، این مسئله ممکن است منجر به مشکلاتی شود و کل تیم را به خطر بیندازد. برای خنثی کردن حیله‌ی آنها می‌بایست در همه حال رفتار آنها را مشاهده و تحلیل ذهنی کنید اما آیا  چنین چیزی  ممکن است؟ اگر باشد که بی نظیر است!

دیگران را مقصر می‌دانند

هنگامی که نتایج کاری خوبی به دست نیاید، خوشیفتگان همکار و زیردستان خود را حتی به اشتباه و غیر‌عادلانه سرزنش می‌کنند. برای آنها هیچ وقت هیچ چیز کاملا رضایت‌بخش نیست. به عنوان یک همکار ممکن است با سعی بیش از حد، منفی‌نگری آنها را بی‌اثر کنید. اما بعد از مدتی دچار خودسانسوری و وسواس فکری خواهید شد زیرا از بازخورد‌ها هراس دارید. در واقع از ترس باخت، بازی جدیدی را شروع نخواهید کرد.

توصیه‌هایی برای برخورد با خودشیفته‌ها

هرگز مسئله را شخصی نکنید، به خود نگیرید و خودتان را سرزنش نکنید. مشکل آنها هستند نه شما. هر‌چه زودتر تشخیص بدهید که با یک خودشیفته همکار هستید، به همان نسبت زودتر کنترل احساساتان را به دست گرفته و راهتان را سوا خواهید کرد. بنابراین به خواسته‌های غیر منطقی آنها توجهی نکنید. در نهایت، مطمئن شوید که رئیس‌تان می‌داند چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است و پشت شما را خالی نمی‌کند. به عبارت دیگر، همه چیز را مستندسازی کنید تا اگر مدیریت منابع انسانی  وارد عمل شد، در دفاع از خود، دست‌خالی نمانید.